
تو در تن من روانه ای بی تابی آهسته و خسته می روی بی خوابی باید بدرم رشته ی رگ هایم راتا پر کشی ای پرنده ی سرخابی!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
از عمق نگاه تو هراسم نه نیست موج آمده است و من حواسم نه نیستمن قطره ی اشکی شدم و غرق شدمبر آب ببین که جز لباسم نه نیست!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
شب با نفس زنجره آمیخته استچون پرده ای از پنجره آویخته استتو رفته ای و خاطره ی خوش بویتبر گردن و بازوان من ریخته است!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
بر پاشنه ام نشسته تیری بی شکتبدیل به آهو شده شیری بی شکبا پای برهنه اندکی پیش بیانزدیک شدی به راه شیری بی شک!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
پیش آمدی و عکس تو را قاب شدم نوشیدی و رفتی و چه بی تاب شدم آن قدر که آهو شده بودی آن روزجاری شدم از دیده ام و آب شدم!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
خوشبخت منم که در تو آویخته ام با شیر تنت عسل درآمیخته امدر ما ابدیتی بنا خواهد کردمهری که به ماه تو برانگیخته ام! پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
از یاس بنفش بستری ساخته امدر تنگ بلور لاله انداخته امیک لحظه سکوت کن مرا می شنوی پیچیده میان نغمه ی فاخته ام!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
بعد از تو هنوز گل در این ترکیب استبا دست قنوت من هزاران سیب استدر حاشیه ی کتاب روز و شب منیاد تو حضور آبی تذهیب است!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
در من عطش لمس نخستین کوزه بی تابی سرقتی عظیم از موزه پیداست تمنای تو در زندگی ام مثل رگه ی طلایی فیروزه! پارسا همت از کتاب دوشیزه ترین نگاه...
ادامه مطلب
در شیشه ی زندگی شرابی خوش رنگبر جاری لحظه ها حبابی خوش رنگآنقدر نوشته ام تمنای تو رادستان من از جوهر آبی خوش رنگ!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
چشمان تو شکل دیگر لبخند است لبخند تو با شکوفه در پیوند استدستان تو را گرفتم و حس کردمدنیا به نگاه آهوان مانند است!پارسا همت از کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
در خانه هر آنچه هست می آرم و بعدبا بوسه دو چشم مست می آرم و بعدآنگونه که شیر دسته ای آهو را دستان تو را به دست می آرم و بعد...!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
گرمای توی در لباس من می افتدطوفان به حریم یاس من می افتدمی لرزم و یک ترک به عمق نفستبر پیکره ی هراس من می افتد!پارسا همتاز کتاب دوشیره ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
چشم تو به شکل کهکشان زاده شده در قطره اشکت آسمان ساده شده یک لحظه نگاه کردی ام حس کردمسوی تو تمامی جهان جاده شده!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
انگار کرانه های شب آغوشند حس می کنم آهوان مرا می نوشند در معبد دیدگان فیروزه ای اتچشمان من عابدان مشکی پوشند!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
از گنگ و سن و نیل گذر خواهم کردبا صخره و موج ها خطر خواهم کردمن در تو به شانگهای دهلی به ونیزبا قایق کوچکم سفر خواهم کرد!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
مهتاب میان هاله ی آبی رنگنوشین شده این پیاله ی آبی رنگپیوند دو لب بوسه به دنیا آوردپیوند دو چشم شعله ی آبی رنگ!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
تاریکی را شکافت انگشتانم با لمس تو ماه یافت انگشتانم با رشته ی ابریشم انگشتانتیک پیله ی امن بافت انگشتانم!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
در حیرت از این آبی بی پایانم اسلیمی ام و رو به تو در جریانمبا چشم تو برخورد جهانم ناگاه افتاد کتاب حافظ از دستانم!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب
تو در منی و فرشته ها پابوسم عریانم و کهکشانی از فانوسم این حس عمیق وسعتی داده به مندریا شده ام آه نه اقیانوسم!پارسا همتاز کتاب دوشیزه ترین نگاه بخوانید...
ادامه مطلب